![]() |
![]() |
|
| اندکی صبر سحر نزدیک است... |
|
به هنگام حمله ی ناپلون به روسیه دستهای از سربازان او در مرکز شهر کوچکی از آن سرزمین همیشه برف در حال جنگ بودند. ناپلون به طور اتفاقی از سواران خود جدا میافتد و گروهی از قزاقان روسی رد او را میگیرند و در خیابانهای پر پیچ و خم شهر به تعقیب او میپردازند. ناپلون که جان خود را در خطر میبیند پا به فرار میگذارد و سر انجام در کوچهای سراسیمه وارد یک دکان پوست فروشی میشود. او با مشاهدهی پوست فروش ملتمسانه و با نفسهای بریده بریده فریاد میزند: "کمکم کن، جانم را نجات بده کجا میتوانم پنهان شوم؟" منبع در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/04/13ساعت 13:36 توسط علیرضا |
|
|
دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است: منبع در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1390/01/05ساعت 1:23 توسط علیرضا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/01/01ساعت 18:47 توسط علیرضا |
|
|
دربارهٔ زعفر جنی بین مسلمانان اتفاق نظر نیست. به عنوان مثال شعید مطهری در کتاب حماسه حسینی این ماجرا را یکی از تحریفات نهضت عاشورا خوانده، در حالی که در بحارالانوار، شیخ مفید به سند خود از امام صادق(ع) این ماجرا را نقل کرده است. (توضیح کامل تر در مورد این دو منبع در انتهای مطلب آمده.) صرف نظر از واقعي و يا غير واقعي بودن موضوع، ماجرای زعفرجنی را آن چنان که بین عامه مردم رایج است در زیر می خوانیم: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1389/10/22ساعت 16:45 توسط علیرضا |
|
|
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :"اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم" دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت: نه... خدا نکنه... پی نوشت:با عرض معذرت یک هفته شد دو ماه!ببخشید.سرم خیلی شلوغه! منبع در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1389/09/05ساعت 13:48 توسط علیرضا |
|
|
از یکی از دوستانم شنیدم که مدیر شرکت ماکروسافت یک برنامه ریزی دقیقی دارد.
به طوری که اگر طبق این برنامه پیش برود در هر ثانیه ۱۰۰ دلار در آمد دارد. یعنی اگر مثلا یک ۱۰۰ دلاری از جیبش بیفتد و آن را بر دارد,حدودا ۳ ثانیه از وقتش خواهد گذشت که سه ثانیه برای او معادل ۳۰۰ دلار پول است. برنامه ریزی در زندگی ضرورت زیادی داره که اگر ما هم طبق برنامه از پیش تعیین شده ای حرکت کنیم در زندگی به موفقیت های چشمگیری خواهیم رسید.
پی نوشت:با عرض معذرت از دوستان گرامی به دلیل مشکلاتی نمیتوانم زود به زود مطالب جدید در وبلاگ قرار دهم.شاید هفته ای یک مطلب.. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1389/07/09ساعت 17:20 توسط علیرضا |
|
|
زن و مردی روی نیمکت پارکی نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه می کردند. زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می رود پسر من است. مرد در جواب گفت: چه پسر زیبایی! و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی می کرد اشاره کرد. منبع:www.3jokes.com |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1389/06/30ساعت 12:8 توسط علیرضا |
|
|
سوزاندن,پاره کردن و در کل هرگونه بی احترامی به قرآن را محکوم می کنیم.در هر جایی و در هر زمانی.
چه در ایران,چه در آمریکا. چه در سال 1376 شمسی در مقابل منزل آیت لله منتظری و چه در سال 2010 میلادی در کلیساهای آمریکا. ما هر دو را محکوم می کنیم و از آنها به عنوان جنایت بزرگ یاد می کنیم.شما چطور؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1389/06/24ساعت 10:2 توسط علیرضا |
|
|
چه زود گذشت... انگار همین دیروز بود که ماه رمضان آمد...
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت... صد شکر که این آمدو صد حیف که آن رفت... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1389/06/18ساعت 11:24 توسط علیرضا |
|
|
در زمان آغا محمد خان قاجار، شخصى از حاکم شهر خود که با
صدر اعظم نسبت داشت، نزد صدر اعظم شکايت برد. منبع:www.3jokes.com ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1389/06/14ساعت 10:57 توسط علیرضا |
|
|
تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست. سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید. . . . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1389/06/12ساعت 2:46 توسط علیرضا |
|
|
در این شب های سرنوشت ساز از همه ی شما عزیزان عاجزانه التماس دعا دارم. عکس از:www.emamali.net |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1389/06/07ساعت 21:25 توسط علیرضا |
|
|
بعضي فکر مي کنند این منصفانه نيست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است. بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته
www.3jokes.com:منبع
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1389/06/04ساعت 10:16 توسط علیرضا |
|
|
از در نمایشگاه وارد شد و به سمت فروشنده رفت.
نگاهی به ماشین ها انداخت. سینه اش را صاف کرد و گفت:"سلام آقا یه پراید تمیز مدل دو یا سه سال قبل میخوام. فقط سالم باشه ." ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/06/01ساعت 12:44 توسط علیرضا |
|
|
روزی دروغ به حقیقت گفت :
میل داری باهم به دریا برویم وشنا کنیم؟حقیقت ساده لوح پذیرفت.
وگول خورد آن دو با هم به کنار
ساحل رفتند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/05/25ساعت 13:40 توسط علیرضا |
|
|
بدون شک
ربنای استاد شجریان یکی از نماد های ماه مبارک رمضان برای ما ایرانیان بوده و هست
وخواهد بود.صدای دلنشینی
که همه با شنیدن این صدا به یاد ماه رمضان و سفره های افطار و...می افتادیم.تلوزیون ایران
به خیالش این نماد را از ایرانیان گرفت تا بلکه این صدا فراموشمان شود و فقط به یک
خاطره تبدیل شود. اما اطمینان دارم این
صدای ربنا مثل صداهای دیگر نیست که مردم ایران به راحتی آنرا فراموش کنند... برنامه ی ماه عسل هم برنامه ی همیشگی نبود.حسن جوهرچی که در عمرش تجربه ی مجریگری را نداشت, با گریم سریال فاصله ها, مجریگری این برنامه را بر عهده گرفت.اگر برنامه ی دیشب ماه عسل را دیده باشید حتما متوجه شده اید که آقای جوهرچی هر چه می گفت از روی ورق بود و حتی نام افرادی که به برنامه دعوت شده بودند را از روی همان اوراق می خواند. تر دستی های احسان علیخانی در برنامه ی ماه عسل سال گذشته را هنوز فراموش نکرده ام... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1389/05/22ساعت 12:30 توسط علیرضا |
|
|
از امروز ادعیه روزانه ماه مبارک را در قسمت"درباره ی وبلاگ" قرار میدهم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1389/05/20ساعت 18:27 توسط علیرضا |
|
|
دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن، نانت را من می خورم مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور، حرفت را من می زنم. فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم، حرفت را هم من می زنم و تو فقط برای من کف بزن. اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی. اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم، و حرف بزن، امّا آن حرفی را که ما می گوییم. دکتر علی شریعتی
منبع در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1389/05/17ساعت 14:38 توسط علیرضا |
|
|
یادمه تو تبلیغات رئیس کنونی دولت نوشته شده بود:"مردی از جنس مردم"
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1389/05/13ساعت 10:15 توسط علیرضا |
|
|
با علم و بصیرت به انتظار مهدی بایستیم که حسین را منتظرانش کشتند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1389/05/08ساعت 17:56 توسط علیرضا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
از ديروز بياموز
براي امروز زندگي کن اميد به فردا داشته باش. اگر مطالب رو لایق نظر دادن دیدید,نظر بدهید. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1390 فروردین 1390 دی 1389 آذر 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 |
| آرشیو موضوعی |
|
سخن بزرگان و حکایت علمی-تاریخی مذهبی متفرقه طنز سخن دل |
| پیوندها |
|
امید20 پدرام بارانی کتاب موبایل معجون سبز معجزات علمی قرآن آگاهی کوروش کبیر اسلام سبز "Rainbow" شریعتی و اندیشه اش کالباس پا به پای باران... آی خدا... |
|
RSS
|